بررسي ها نشان داده است نوازنده درامز يك گروه راك بايد آمادگي جسماني به اندازه يك فوتباليست حرفه يي داشته باشد. در اين بررسي ها كه شرايط جسماني چندين نوازنده در آنها بررسي شده مشخص شد كه ۹۰ دقيقه نواختن درامز مي تواند ميزان تپش قلب را تا ۱۹۰ ضربه در دقيقه بالاببرد...
دیگه خیلی در باره متالیکا پست گذاشتم. وقتشه یه کم هم به اوانسنس بپردازیم.
فکر میکنم همتون با این بند آشنایی دارید ولی بد نیست اینم بخونید.
واسه شروع یه مطلب درباره نحوه تشکیل اوانسنس و افتخارات و جوایزی که کسب کردند به همراه چند تا عکس از این گروه گذاشتم.
***
گروه اوانسنس درسال 1990 تشکيل شد اون هم از آشنايي يک پسر 14ساله به اسم Ben moody و دختري 13 ساله به اسم Amy lee.بن مودي ميگه يک روز در کلوپ جوانان بودم که صداي دختري جوان در حال پيانو زدن منو سر جاي خودش نشوند بعد از اتمام اجرا جلو رفتم وبه املي گفتم من گيتار ميزنم و آهنگ ميسازم وبن پيشنهاد تشکيل گروه وهمکاري داد و املي هم موافقت کرد.دراوايل کسي محلشون نميذاشت اونطوري که املي ميگه درمحلي که اونا زندگي ميکردند بيشتر Metal death يا موزيکهاي آروم گوش ميکردند.بن مودي ميگه دومين آهنگي رو که ساختيم به اسم Understanding بود که 7 دقيقه بيشتر نبود که راديوي محلي ما اون رو به دلايلي زياد پخش ميکرد که همين باعث شد کم کم ترفداراني پيدا کنيم و اين جرقهاي بود تا گروهي به اسم Evanescence ساخته بشه.اين گروه اولين کار خود را با نام Origin به با زار موسيقي عرضه کردند.سبک گروه بلک متال بود که ترفداران زيادي رو به طرف خودش کشوند.متنهاي آهنگ بيشتر از جدايي مهوشدن و ناپديدشدن هست.اين گروه ميخواد به مردم بگه که در برابر بديها مشکلات دردها و احساسات بد تنها نيستند. با آمدن Rock gray و John lecompt دومين آلبوم گروه به نامFallen که يکي از آلبمهاي جاودانه هست که در سال 2003 روانه بازارشد که نزديک به 10 ميليون از اين نسخه به فروش رفت.دوتا از آهنگهاي اين آلبوم به نامهاي My immortal و Bring me to life براي فيلم Dare devil انتخاب شد. روي اين آلبوم 9 سال کار شد که يکي از اين آهنگها به اسم My immortal درسال 1994 توسط بن مودي نوشته شده که املي ميگه از اين آهنگ متنفرم.شايد دليل متنفر بودن املي جداشدن بن مودي از گروه باشه.شايعات در مورد جدايي بن مودي از گروه زياد هست يکي از شايعات در تبليغات گروه هست که بن مودي در عکسها و پوسترها کمتر ديده ميشه و شايعه ديگر بهم خوردن نامزدي املي و بن مودي هست چون چند وقتي هست که املي با خواننده گروه
SeeTher_Shaun morgan رفت و آمد داره که در آهنگ Brocken شان با املي همخوني کرده .بن مودي که گروه رو ترک کرده الان در تلاش ساخت گروه جديدي هست.براي ابدا اون با خواننده معروف پاپ Anastacia هم خوني کرده و يک تراک به اسم Everything Burns براي فيلم Fantastic ارا کرده که در اين تراک خود بن مودي هم با آناستسيا ميخونه که صداي قشنگي هم داره .Everything burns سروصداي زيادي پيدا کرد.
افتخارات اوانسنس
Evanescence - AWARDS
2003 MTV VIDEO MUSIC AWARDS 2003 Best Rock Video "Bring Me To Life" Best New Artist In A Video TEEN CHOICEAWARDS 2003 choice Music Rock Track "Bring Me To Life" KERRANGAWARDS 2003 Best International Newcomer Best Single "Bring Me To Life" AMERICAN MUSICAWARDS Favorite Album — Pop or Rock 'n Roll Music "Fallen" VIDEOMUSIC AWARDS LATINOAMERICA Best International Rock Artist Best International New Artist MTV EUROPE MUSIC AWARDS 2003 Best New Act Best Group Best Song Best Rock BILLBOARDMUSIC AWARDS New Group Artist Of The Year Soundtrack Single Of The Year LATIN MUSIC AWARDS Miglior Gruppo Internazionale Miglior Rivelazione Internazionale MTV ASIA MUSIC AWARDS 2004 Favourite Rock Act Favourite Breakthrough Artist SWEDISHHIT MUSIC AWARDS 2003 Best Rock International Best Song Of The Year International TOTP AWARDS Song Of The Year KROCK Best New K-Rock Band Of 2003 Best Song Of The Year "Bring Me To Life" FINNISH METAL AWARDS 2003 International Newcomer METALHAMMER Woman Of The Year --> 2. Amy Lee Album Of The Year _______________________________
2004 DIGITALMUSIC AWARDS Rivelazione internazionale dell'anno GRAMMY AWARDS Album of the Year Best New Artist Best Hard Rock Performance "Bring Me To Life" Best Rock Song "Bring Me To Life" Best Rock Album BRITAWARDS International Breakthrought Artist CANADAS MUSICAWARDS International Album of the Year 2004 DANNISH MUSIC AWARDS Best New Foreign Act Best Foreign Hit JAPAN GOLDEN DISKAWARDS 2004 Best International Artist MTV JAPAN MUSICAWARDS Best Video from a Film Best New Artist
________________________________
2005 GRAMMY AWARDS 2005 Best Pop Performance By A Duo Or Group With Vocal
تو ادامه مطلب هم چندتا والپیپر آس از این بند گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد
جیمز هتفیلد ، خواننده ، گیتاریست و مغز متفکر متالیکا ، که فرزند پدری صاحب شرکت حمل و نقل و مادری خواننده اپرا بود ، خانواده ای تحت تاثیر مذهب علمی مسیحیت داشت . وی ابتدا با طلاق والدین - 10 سال بعد از طلاق والدینش ، پدرش را ندید - و بعد با مرگ مادرش نابود شد . با توضیح اینکه " موسیقی به من دروغ نمی گفت " ، " و یا من را تنها نمی گذاشت " . اما حتی در متالیکا نیز از حادثه های غم انگیز در امان نبود . در سپتامبر 1986 ، گیتار بیس زن گروه در تصادف اتوبوس تور در راه سوئد جانش را از دست داد . امروزه در فیلمی بیست دقیقه ای که قبل از کنسرت های متالیکا پخش می شود ، بخش وسیعی مربوط به کلیف برتون است . در همین حال ، در مورد اینکه چقدر یک افسانه بودن او را خوشحال می کند هم بی تصمیم است . هتفیلد می گوید " وقتی که در گروهی هستی ، فکر می کردم که باید همه من را بشناسند ، وقتی که وارد مغازه ای می شوی ، یکی بگوید : هی ، تو در متالیکا هستی " . الآن چون این موضوع هر روز اتفاق می افتد ، از رویاهای دیگرش صحبت می کند ؛ داشتن کلبه ای در جایی که حتی خدا را هم فراموش کند . در فاصله بین تورها به خانه ی یکی از دوستانش فرار می کند . " تا یک ماشین جنگلی نداشته باشی ، نمیشود به آنجا رفت . همینطور در تراس می نشینیم و می نوازیم . همیشه می گویم که برای همیشه اینجا بمانیم ، دلتنگ ما نمی شوند . شاید با یک کبوتر ، کاست دمو و یک نوشته بفرستم : این هم شعرهای جدید ." هتفیلد بلند می خندد و می گوید " این عالی میشد " و اضافه می کند " بدون اینکه دیده شوی ، بتوانی موزیک درست کنی . " سوال : کلیف برتون ، صاحب یک چهرۀ قهرمان واقعی ست . وقتی که در کنسرت هایتان تصویر او را در اکران بزرگ نشان می دهید ، شور و هیجان مردم ، انسان را تحت تاثیر قرار می دهد . کلیف چطور آدمی بود ؟ جیمز هتفیلد : عین تو نبود ( می خندد ) . یک شخصیت بود . او را اولین بار در یک بار در لس آنجلس دیده بودیم . گروهش به خاطر کنسرت ، از سان فرانسیسکو آمده بود . آن سولوی وحشی را شنیدیم و گفتیم " گیتاریستی روی صحنه نیست ". بعد فهمیدیم که گیتار بیس زن روی صحنه با پدال واه-واه و موهای آشفته ، کلیف است . اصلاً برایش اهمیت نداشت که آنجا انسانی هست . سرش به طرف جلو بود و به گیتارش نگاه میکرد و می نواخت . بعد از کنسرت با او آشنا شدیم . گفتیم که " ما در این گروه هستیم ، یک گیتار بیس زن می خواهیم و فکر می کنیم که تو خیلی مناسب هستی . چونکه تو یک روانی کاملی . " . خودش متوجه این بود . برای او سورپرایز نشده بود . موزیک باعث میشد که اینطور حس کند . موزیک را دوست داشت . واقعاً آدم صریحی بود . به من در رابطه با آن رفتارش خیلی چیزها یاد داد . وقتی که داشت کارش را انجام میداد ، اصلاً نمی توانستید در کارش مداخله کنید . من هم دوست داشتم صاحب آن احترام شوم . هر روز او را در مورد شلوارهایش مسخره می کردیم . اصلاً اهمیت نمی داد . می گفت " همین را می پوشم " . سوال : در رابطه با روزی که فوت کرد ، چه چیزهایی به خاطر می آوری ؟ جیمز هتفیلد : او را دیدم . واقعاً صحنه ی ترسناکی بود . او و من شب دیر خوابیده بودیم . خوابیدیم و بعد اتوبوس شروع کرد به تکان خوردن . وقتی که اتوبوس چپ کرد ، از در خروج اضطراری بیرون آمدم و انسانهایی را دیدم که فریاد می زدند . هوا خیلی سرد بود . دیدم که اتوبوس رفت روی او . پاهایش از پایین اتوبوس بیرون بودند . دیوانه شده بودم . یادم می آید که راننده اتوبوس تلاش می کرد که پتوهای زیر کلیف را به دیگران بدهد . رفتم و به او گفتم که : " این کار را نکن " . اصلاً همینطوریش هم می خواستم که طرف رو بکشم . نمی دانم که مست بود یا اینکه روی یخ لیز خورده بود . تنها چیزی که می دانم ، این است که او راننده اتوبوس بود و کلیف دیگر بین ما نبود . مرگ مادرم را سپری کرده بودم ، یعنی قبلاً هم آن احساس را پیدا کرده بودم . موضوع سنگینی بود و آن تصادف هم بیشتر سنگینش کرد . قبل ها وقتی که شروع به نوشتن می کردم به شکل " هی ، من دراین مورد خیلی فکر میکنم ، شما چطور ؟ " بود . نوشتن به خالی کردن آن فشار درون شما کمک می کند . می تواند نامه ای به وکلا باشد ، نامه ای به پدر-مادر و یا شعر نوشتن . بله ، بعد از مرگ کلیف چنین چیزهایی به فکر من آمد . " دیگر آن چیزها را نمی نویسی ، مگه نه ؟ " معلومه که می نویسم . اگر چیزی تغییر کرده باشد ، این است که دیگر خیلی واقعی شده . سوال : در " Dyers Eve " و " Leper Messiah " ، بیشتر به طرف تاریک طرز بزرگ شدن و کودکی ات رفتی . جیمز هتفیلد : " Dyers Eve " مثل زندگی من که خانواده ام منسوب شده مذهب " علم مسیحیت " بودند ، در مورد بچه ایست که به عنوان محافظت از او ، نسبت به دنیای خارج منزوی شده است . این من را با مدرسه غریبه کرد . وقتی که مثلاً خواستم با چیزی مثل فوتبال کلنجار بروم ، باید از دکتری کاغذ سلامتی ام را می گرفتم و من می گفتم " من این را باور نمی کنم ، کاغذی کوچک در دستم هست که می گوید من مخالف این هستم " . یک جوری مخالفت با قوانین بود ، که این را دوست داشتم . اما به عنوان یک بچه ، متفاوت بودن از دیگران ، من را خیلی اذیت کرد . می خواهی که قسمتی از مردم شوی و یا اینکه کارهای آنها را انجام دهی . نمی خواهی که مجبور شوی که در کلاس سلامتی ، بلند شوی و بگویی که خانواده ات نمی خواهند که اینها را یاد بگیری
سوال : پدر و مادرت ، عالمان متعصب مسیحیت بودند ؟ جیمز هتفیلد : بله ، خیلی متعصب . وقتی که مشکلی پیش می آمد ، یک " پراتسین " پیدا می کردند ، یعنی کسی که وقتی در مورد کتاب مقدس مشکلی پیدا کردید ، قسمت مربوط به آن مشکل را در کتاب پیدا کند . اصلاً برای این موضوع معنی ای قائل نمی شدم و هیچ چیزی را هم حل نمی کرد . وقتی که یک دختر بچه از کلیسا ، دستش را شکست ، اصلاً گچ نگرفتند . همینطور می گذاشتند باشد . به دستش نگاه کردم ، جوری مانده بود که انگار دو تا تکه شده . فکر می کردم که " این درست نیست ، دیگر علمی داریم که می تواند این را درمان کند " . دوست دارم که هر چیزی به صورت طبیعی مداوا شود . فکر می کنم که به جای اینکه انسان در چیزی مداخله کند ، باید گذاشت آن چیزی خودش مداوا شود . اما مطمئنم که اگر یک گوزن می توانست پای شکسته را مداوا کند ، حتماً این کار را می کرد ! سوال : چه زمانی رابطه ات با پدرت قطع شد ؟ جیمز هتفیلد : طلاق . پدرم به مسافرت های کاری می رفت . " بابام رفت ، کی می آید ؟ " . این بار برای مدت زمانی دروغ به من گفته شد و سرانجام " نه ، دیگر نمی آید " . یک مدت زمانی کنجکاو بودم که چرا ما را ترک کرد و رفت و اینکه اصلاً به ما کمک نکرد . هنوز هم سوالهای بی پایانی وجود دارد . یعنی ، اینطور می توانید از کسی تا ابد متنفر باشید . دیگر آنقدر در این مورد ناراحت نیستیم . با همدیگر بیرون می رویم و زمانهای خوبی را می گذرانیم ، به شکار رفتن و اینطور چیزها . وقتی که 10 سال بعد او را دیدم ، در او چیزهایی از خودم دیدم ، این خیلی عجیب بود . سوال : پدرت متوجه هست که آن شعر چقدر در مورد احساسات تو از دوران کودکی هست ؟ جیمز هتفیلد : نمی دانم . در آن مورد صحبت نمی کنیم ، چونکه هیچ شکی نیست که شروع به بحث خواهیم کرد . وضعیت خیلی خوب است و من نمی خواهم که این را به هم بزنم . فکر میکنم که بداند . نمی دانم که در مورد متن شعرها تحقیق می کند یا نه . فقط می داند که پسرش یک جایی در آنجاها ، کاری را که می خواهد انجام می دهد . نمی خواهم با او در مورد دلیل و دلایل وارد بحث تکنیکی شوم . گذشته همیشه کارها را به هم می زند . همیشه . سوال : رابطه ات را با لارس آلریک چطور توضیح میدهی ؟ گروه را با او درست کردی و 10 سال است که با هم کار میکنید . جیمز هتفیلد : زندگی راک اند رل را به عنوان یک طرز زندگی از من بیشتر اهمیت قائل شد . هر عضو گروهی ، خود را در داخل مرزهای خودش دوست دارد . اما اگر هر کسی مثل او 100% متالیکا میشد ، خراب میشد . بین ما دو تا احترامی عمیق وجود دارد . اما وقتی موضوع یک مشکل باشد ، نسبت به هم صادق تر از همیشه میشویم و این بین به مزخرفات جایی نمیدهیم . اگر چیز جدی ای باشد که بخواهیم درباره آن صحبت کنیم ، با اعضای دیگر گروه و یا با کس دیگری مطرح نمی شود . مثل قانونی ست که نوشته نشده و از این مطمئناً خوشم می آید . سوال : کرک همت به من گفت که - خصوصاً در مورد نوشتن شعر - ، در گروه تو حق وتو داری . اگر یک ریف را نپسندی ، کار تمام است . جیمز هتفیلد : اگر یک ریف را بشنوی و بپسندی ، تمام است . اگر بد باشد ، بد است و ما از روز اول به عنوان یک تیم نوشتن شعر یک جا جمع شدیم ، برای همین همه به این موضوع احترام می گذاریم . سوال : چطور است که در مورد سکس ، حتی یک شعر هم ننوشتید ؟ جیمز هتفلید : برای این موارد وارد این کار نشدیم . چیزی که در فکرمان بود ، این نبود . سوال : چی در فکرتان بود ؟ جیمز هتفیلد : آلبوم اول " Kill 'Em All " ، چیزهایی بود که می دانستیم - جستجو کن ، نابود و دیوانه شو . کمی از آن در رابطه با طرز ال.ای ( لس آنجلس ) بود که باید موهای لطیفی داشته باشی و خیلی مرتب باشی ، تا بتوانی وارد جایی شوی . ما می نواختیم و در چهره انسانها آن صورت ِ گم شده وجود داشت . در ذهنمان این بود " مشکل تو چی هست ؟ به من تف کنید ، برایم شکلک در بیاورید ، داد بزنید ، بخندید ، یک کاری کنید " . سوال : منبع اینکه از این موضوع به موضوع جزای اعدام در " Ride the Lightning " و موضوع خودکشی در " Fade to Black " چه بود ؟ جیمز هتفیلد : فقط خواستیم که وارد بعضی از مسائل سیاسی شویم . جزای اعدام مشکل بزرگی بود و صندلی الکتریکی . این خیلی سنگین است . اگر شما بودید ؟ آن هم اشتباهی . آن اثر در این مورد است ، اتفاقی متهم شناخته شدن و محکوم شدن به اعدامی که بازگشتی ندارد . مسئله این بود که خودم را در جای انسانهای دیگر قرار دادم تا احساسات آنها را منعکس کنم . سوال : واکنش طرفدارها درباره " Fade to Black " ، تو را متعجب کرد ؟ جیمز هتفیلد : وقتی که آن اثر بیرون آمد ، خودم را با استعدادتر حس کردم . بعضی موقع ها اصلاً حتی فکر نمی کنم که چنین چیزی را من نوشته باشم . هنوز هم هزاران نامه دریافت می کنیم که " Fade to Black "، زندگی من را نجات داد " . اصلاً نمی خواهم که بگویم مردم چطور زندگی کنند . از روز اول گفتیم " خودت فکر کن " اینکه انسان ها در مورد شما چه فکر می کنند ، شما را به فکر می اندازد . اصلاً چرا اهمیت بدهم که انسانها چطور فکر می کنند ؟ سوال : برای " Don't Tread on Me " واکنش های زیادی گرفتید ، به عنوان یک اثر ملیت گرا و طرفدار جنگ مورد نقدهای مثبت و منفی ای قرار گرفت . به خصوص ، بعد از اینکه در " One " ، فجایع وحشتناک جنگ را مورد بحث قرار دادید ، دقیقاً کدام طرف هستید ؟ جیمز هتفیلد : هیچ وقت ، خودمان را گروهی مخالف جنگ نشان ندادیم . طرفدار و یا مخالف هیچ چیز نبودیم . در دوران " And Justice for All " به عنوان یک گروه سیاسی شناخته شدیم و این ما را واقعاً ترساند ، چونکه این موضوعی نیست که ما بخواهیم برای همیشه روی آن بایستیم . چیزهای خیلی زیادی برای فکر کردن داریم . " Don't Tread on Me " از گفته های انسانهایی که در اردوهای جنگ بودند ، درست میشد . در مورد یک پرچم ، یک مار ، یک سمبل . جیمز هتفیلد : خودت را از بیان سیاسی چطور تعریف می کنی ؟ یکی از منژرهایتان گفت که آزادی خواه هستی . جیمز هتفیلد : اصلاً از "ایزم" خوشم نمی آید . از هیچ حزب سیاسی ای خوشم نمی آید . در خیلی از موارد ، محافظه کار هستم . این داستان جدید مالیات برای من منطقی به نظر نمی آید . نمی دانم هدفش چیست . برای انسان های طبقه متوسط خیلی سخت است . اما طرفدار ممنوعیت کورتاژ نیستم . انسانهایی که از خاتمه دادن زندگی در نقطه شروع آن حرف می زنند . در دنیا تعداد خیلی زیادی بچه ناخواسته وجود دارد . این طرفداران کورتاژ آیا از بعضی از آنها بچه می خواستند ؟ در این دنیای لعنتی انسانهای زیادی وجود دارند . سوال : آیا تنها بودن را دوست داری ؟ جیمز هتفیلد : بعضی موقع ها . بعضی موقع ها هم از تنها بودم تنفر پیدا می کنم . بیشتر اوقات اعتماد به نفسم ، کامل است . اما مثل هر کسی ، بعضی موقع ها به یک فکر دوم احتیاج پیدا می کنم در مورد اینکه بگوید حجره های مغزم کار می کنند یا نه . سوال : برای فکر دوم پیش کی می روی ؟ جیمز هتفیلد : در تورها یکی هست ، یکی از منژرها . نمی دانم که برای اینکه بفهمد انسانها ذهنشان کار می کند یا اینکه چطور کار می کند ، درس روانشانسی یا اجتماعی خوانده یا نه . من را خیلی خوب می شناسد . یک دوست دختر دارم که به راحتی می توانم با او صحبت کنم ( فرانچسکا هتفیلد ؛ که هم اکنون همسر جیمز هتفیلد است ) . اما گاهی اوقات به فکر یک مرد احتیاج دارم . بیشتر اوقات تلاش می کنم که درونم را ببینم . رسیدن به احساسات در اعماق وجودم . اما گاهی اوقات احتیاج به یک تایید اعتماد دهنده دارم . هر کسی سلامت فکر را استنطاق می کند . سوال : اگر یک روز کار متالیکا تمام میشد ، چه کار می کردی ؟ جیمز هتفیلد : به خانه می رفتم . شعر می ساختم ... ( مکث می کند ) مطمئناً متالیکا ادامه پیدا می کرد ، حتی بیشتر از آنچه که باید ادامه پیدا کند ( می خندد ) . انجام دادن این کار را دوست داریم . این کار موزیک را ، نه معروف بودن را . مادامی که دوست داشته باشیم با هم باشیم و بسازیم ، با هم خواهیم بود . اگر با هم نبودیم ، نمی دانم که چه کار می کردیم . فکر ترسناکی است . این یک خانواده است . سوال : اما اگر آتش درونتان خاموش شود چه ؟ حدود 30 سالتان است ، بیشتر از آنچه که فکر می کردید ، پول در می آورید . چه چیزی مانده که شما را ناراحت کند ؟ مردم نمی خواهند شعرهایی در مورد اینکه چقدر زمانهای خوبی را گذراندید ، بشنوند . جیمز هتفیلد : " کاناپه خیلی راحته ، آره ! " . هیچ کس نمی خواهد این را گوش دهد و گوش هم نخواهد داد . دائماً چیزهایی که ما را نارحت کرده اند ، خواهد بود و آنها را خواهیم نوشت . در ضمن این هم هست : اگر کسی بگوید " اگر عصبی شوی ، کار خوبی کرده ای ، وگرنه نمی توانی آلبوم خوبی بیرون دهی" ، حتی این هم مرا عصبی می کند